سه شنبه ٣٠ آبان ١٣٩٦
با نهاد
خدمات نهاد
جشنواره ها
ویژه نامه ها
نشریات
دانشگاه ها

عطرافشانی گلزار شهدا با حضور سرپرست جدید دانشگاه آزاد اسلامی استان بوشهر
با حضور مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه های آزاد اسلامی استان بوشهر، سرپرست جدید و جمعی از مدیران و معاونان دانشگاه آزاد اسلامی بوشهر آیین عطرافشانی گلزار شهدا برگزار شد
 ٢٠:٥٦ - جمعه ٢١ مهر ١٣٩٦ - تعداد نظرات : ٠ ادامه خبر >>
فرهنگی

تجلیل از فعالان فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی استان بوشهر
دکتر ناظریان پژوهشگر طب سنتی ایرانی – اسلامی با بیان اینکه دین اسلام کامل ترین دین الهی و آموزه های آن برای جاودانگی انسان است، تصریح کرد: «اسلام آخرین دین الهی است که پاسخگوی تمام نیازهای بشر تا قیامت خواهد بود.»
 ١١:٤١ - شنبه ١٤ اسفند ١٣٩٥ - تعداد نظرات : ٠ ادامه خبر >>
اخبار > ولادت حضرت علی اکبر (ع) و روز جوان مبارک باد
 


شماره خبر :٥٢١٨٩٠
تاریخ انتشار خبر : دوشنبه ١٨ ارديبهشت ١٣٩٦ ا ١٨:٤١

ولادت حضرت علی اکبر (ع) و روز جوان مبارک باد
عاشقان را دلبری هست بی‌مثال // جمله‌اند شیدای آن حسن و کمال // عالمی دلخواه وصلش، کیست او // این بود آل محمد اکبر نیکو خصال

الگويي جوان پسند

علي اکبر -ع-

ما جوانان به دنبال الگويي هستيم که نخست هم‏سن و سالمان باشدو همانند ما در توفان جواني بوده و در نشيب و فراز حوادث حضورداشته باشد.دربحرانهاي اجتماعي سياسي و حتي اقتصادي درگير شده باشد تا به‏خوبي او را همانند خود بدانيم و از شيوه زندگاني، روش برخورداو با ديگران، چگونگي سخن گفتن، شهامت، شجاعت، دليرمردي و بي‏باکي وي براي خود سرمشق بگيريم و او را نمونه‏اي تمام عيار براي‏امروز و فرداي زندگي خود بدانيم.

دفتر زندگاني چنين الگويي را، که برخي هجده ساله و پاره‏اي‏سالهايي بيشتر دانسته‏اند، مي‏گشاييم و با يکديگر به صحيفه صفات‏و ارزشهاي چشمگير او مي‏نگريم. آرام آرام با او همراه شده وبيشتر از گذشته به ناگفته‏هاي گفتني‏اش که همگي برايمان مشعلي‏فروزان خواهد بود، دل مي‏سپاريم.

او يازدهم شعبان سال سي و سوم هجري (1) به دنياي پر غوغاي حيات‏پاگذاشت. پدر در گوش راست او اذان گفت و ديگر گوش وي را باترنم اقامه آشنا ساخت تا از آغاز با نغمه توحيد، نبوت، امامت وولايت آشنا شود و با چنين سرودهايي راه روشن رستگاري را از عمق‏جان بيابد. ديري نپاييد که در هفتمين روز تولد وي، بنا به سنت‏پسنديده ديني، سرش را تراشيدند و هم وزن موهاي زيبايش، به‏مستمندان چشم به راه نقره صدقه دادند.

هرگز عيب‏جويي نمي‏کرد و از مداحي نابجا و شنيدن چاپلوسي افراددوري مي‏کرد. تمامي انسانها را بندگان خدا مي‏دانست و از تحقيرآنان خود داري مي‏ورزيد. در طول عمر خويش به کسي دشنام نداد وناسزا نگفت. از دروغ تنفر داشت و صداقت و راستگويي شيوه هميشه‏او بود. بخشنده بود و آنچه به دست مي‏آورد، به ديگران بويژه‏نيازمندان انفاق مي‏کرد. هرگاه کسي هديه‏اي به او تقديم مي‏کرد،با گشاده رويي مي‏پذيرفت. اگر فردي مهماني داشت و او را دعوت‏مي‏کرد، مي‏پذيرفت.

آشفتگي اوضاع سياسي و آتش افروزي حاکمان ستمگر آن عصر بدان‏حد بود که نام «علي‏» جرمي نابخشودني حساب مي‏شد و برزبان‏راندن اين واژه مقدس ممنوع بود. پدر وي، که به خوبي مي‏دانست‏نام ديباچه شخصيت و نشان دهنده شرافت، ادب و عظمت انسان است،نام کودک را «علي‏» نهاد تا بهترين برکات و زيباترين صفات‏بردرياي وجود فرزندش ريزان شود و بدسگالان سيه سرشت‏خود را باامواج پاک و زلال غيرت ديني و شخصيت مذهبي رو به رو ببينند. درپي آن، لقب «اکبر» نيز براي او انتخاب کرد تا «علي اکبر»که به عنوان پسر نخست‏خانواده است‏با ديگر فرزندان، که نام‏آنان نيز علي خواهد بود، تفاوت يابد. (2)

پدر علي که همانند پدرانش از تمامي اصول اساسي و شيوه‏هاي‏شيرين تربيتي آگاهي داشت، خود را با دنياي کودکي هماهنگ مي‏کردو رفتاري که شايسته نوباوگي و کودکي فرزند بود، انجام مي‏داد تاهمانند جد عزيز خود عمل کرده، لحظه‏اي از شرايط روحي رواني کودک‏دلبند خويش دور نماند. (3)

همراه با بزرگ شدن علي، پدر سخنان برتر، آداب والاتر وشيوه‏هاي زندگي و احترام بيشتر به او مي‏آموخت تا خصيت‏خود راباز يابد و از ارزش وجود خود بيشتر آگاه شود.

بدين خاطر هنگام نام بردن از او، الفاظي تواءم بااحترام به‏کار مي‏برد تا از آغاز زندگي، احساس سرافرازي و شخصيت کند و درفرداي حيات خود، راست قامت و قوي دل از حقوق محرومان دفاع‏کرده، در برابر ستم ستمکاران بي تفاوت يا مايوس نباشد.

به سوي مدرسه علي که هفت‏ساله شد، به تمرينهاي فکري و آموزش‏هاي ديني‏پرداخت و با مراقبت‏هاي صحيح سنجيده پدر، بنيان‏هاي اعتقادي درروان او و شيوه‏هاي رفتاري در اعمال او رشدي بيشتر يافت. (4)

روزي پدر، عبدالرحمان را به آموختن سوره حمد به فرزندش‏گمارد. وقتي آموزش تمام شد و علي در حضور پدر سوره حمد راقرائت کرد، پدر، پول و هداياي فراوان به عبدالرحمان بخشيد ودهانش را پر از مرواريد ساخت. آنگاه به اطرافيان که از اين همه‏بذل و بخشش تعجب کرده بودند، فرمود:

«اين هدايا توان برابري عطاي معلم علي را ندارد که در برابرتعليم قرآن، همه هدايا ناچيز است.» (5)

دوران نوجواني علي به تدريج آغاز شد و هر روز بيشتر از روزقبل، زمينه‏هاي رشد و شکوفايي معنوي و عقلاني در وجود وي فراهم‏مي‏گرديد.

علي در جواني با ويژگيهاي اخلاقي و رفتاري خود نگاه انبوه‏جوانان را به سوي خود جلب مي‏کرد. آنچه در اين فراز از داستان‏او گفته مي‏شود، نکته‏هايي است که بي ترديد با مطالعه و رد شدن‏تاثيري بسزا نخواهد داشت، از اين رو، بايد از سرصبر و تامل‏بيشتر مطالعه و مرور کنيم و به خاطر بسپاريم.

علي صفات جد خود را مي‏دانست، از اين‏رو، هماره در آينه اخلاق ورفتار او نظر مي‏کرد و خود را بدان صفات مي‏آراست. به هنگام‏جواني در ميان جمع و با دوستان خود، گشاده رو و شادمان بود;

ولي در درتنهايي اهل تفکر و همراه با حزن بود. علاقه فراواني به‏خلوت با خداي خود و پرداختن به راز و نياز و گفتگو باخالق هستي‏داشت. در زندگي آسان‏گير، ملايم و خوش‏خو بود، نگاهش کوتاه مي‏نمودو به روي کسي خيره نمي‏شد. بيشتر اوقات بر زمين چشم مي‏دوخت و بابينوايان و فقرا که از نظر ظاهري در جامعه و نگاه دنيا طلبان‏احترام چشمگيري نداشتند. نشست و برخاست مي‏کرد، با آنان همسفره‏مي‏شد و با دست‏خود دردهانشان غذا مي‏گذارد. اصالتهاي فکري واستواريهاي روحي، وي را چنان کرده بود که هيچگاه و از هيچ‏حاکمي هراس نداشت.

هرگز عيب‏جويي نمي‏کرد و از مداحي نابجا و شنيدن چاپلوسي افراددوري مي‏کرد. تمامي انسانها را بندگان خدا مي‏دانست و از تحقيرآنان خود داري مي‏ورزيد. در طول عمر خويش به کسي دشنام نداد وناسزا نگفت. از دروغ تنفر داشت و صداقت و راستگويي شيوه هميشه‏او بود. بخشنده بود و آنچه به دست مي‏آورد، به ديگران بويژه‏نيازمندان انفاق مي‏کرد. هرگاه کسي هديه‏اي به او تقديم مي‏کرد،با گشاده رويي مي‏پذيرفت. اگر فردي مهماني داشت و او را دعوت‏مي‏کرد، مي‏پذيرفت. به عيادت بيماران مي‏رفت، هرچند خانه بيمار دردور افتاده‏ترين نقطه شهر باشد. در تشييع پيکر مردگان حاضر مي‏شدو هيچ يار از دست رفته‏اي را تنها نمي‏گذاشت.

براي همسالان برادري مهربان و براي کودکان پدري پرمحبت‏بود ومسلمانان را مورد لطف و عطوفت‏خويش قرار مي‏داد. امور دنيوي واضطراب‏هاي مادي او را متزلزل نمي‏ساخت.

زندگي علي ساده و بي پيرايه بود و در آن از تجمل، اسراف وتبذير اثري ديده نمي‏شد. آنان که اخلاقي نيکو و فضايلي شايسته‏داشتند، هميشه مورد تکريم و احترام وي بودند و خويشاوندان ازصله او بهره‏مند مي‏شدند. از صبري عظيم برخوردار بود و از هيچ کس‏توقع و انتظاري نداشت.

در ميدان رزم سلحشوري شجاع، نيرومند و پرتوان بود و انبوه‏دشمن هرگز او را بيمناک نمي‏ساخت. در اجراي عدالت و دفاع از حق،قاطع و استوار بود. به ياري محرومان و مظلومان مي‏شتافت و دربرابر ظالمان مي‏ايستاد تا حق را به صاحبش برنمي‏گردانيد، آرام‏نمي‏گرفت. به دانش اندوزي و فراگيري معارف اهميت زيادي مي‏داد وهمواره پيروان خود را از جهالت و بي‏خبري باز مي‏داشت.

به پاکيزگي و آراستگي علاقه‏اي وافر داشت و اين صفت از دوران‏کودکي در او ديده مي‏شد. از اين رو هماره برتميزي لباس و بدن‏اهتمام مي‏ورزيد.

بسيار فروتن بود و از تکبر نفرت داشت و اکثر اهل جهنم راگردن فرازان و سرکشان مي‏دانست. نه تنها برانسانها بلکه برحيوانات نيز شفقت داشت و با مهرباني و ملايمت و انصاف با آنان‏رفتار مي‏کرد.

علي صفات جد خود را مي‏دانست، از اين‏رو، هماره در آينه اخلاق ورفتار او نظر مي‏کرد و خود را بدان صفات مي‏آراست. به هنگام‏جواني در ميان جمع و با دوستان خود، گشاده رو و شادمان بود

آنان که قيافه ظاهري و سيماي به نور نشسته علي را ديده‏اند،چهره وي را اين گونه ترسيم کرده‏اند:

قيافه‏اش بسيار با ابهت‏بود و چون ماه تابان مي‏درخشيد. به‏زيبايي و پاکيزگي آراسته بود. از چهار شانه بلندتر و ازبلندکوتاهتر. رنگي روشن و به سرخي آميخته و چشماني سياه وگشاده با مژه‏هايي پرموداشت، گونه‏هايش هموار و کم گوشت‏بود،مويش نه بس پيچيده و نه بسيار افتاده مي‏نمود. از سينه تا ناف‏خط موي بسيار باريک داشت، اندامش متناسب و معتدل و سينه وشانه‏اش پهن بود.

سرشانه‏هايش از هم فاصله داشت. پشتي پهن داشت، جز ران و ساق‏که زير مفصلهااست، استخوانهاي بند دستش کشيده و کفي گشاده وبخشنده داشت. دو پنجه دست و پايش قوي و درشت و انگشتها کشيده وبلند و دو کف پا از زمين برآمده بود. به سرعت راه مي‏رفت وهنگام راه رفتن چنان بود که گويي از زمين سراشيب فرود مي‏آيد يااز روي سنگي به نشيب مي‏رود. چون به طرف کسي بر مي‏گشت‏با تمام‏بدن بر مي‏گشت. ديده‏اش فروهشته و نگاهش به زمين بود تا به‏آسمان.

بيني‏اش قلمي کشيده و باريک و ميانش برآمدگي داشت و نوري ازآن مي‏تافت.

دهانش نه بسيار کوچک و نه بزرگ بود. دندانهاي زيبايش سفيد،براق و نازک بود. گردنش در صفا و نور و استقامت نقره فام بود،بوي مشک و عنبر از او بلند بود. (6)

پاره‏اي از مورخان اين ويژگيها را براي جد وي نگاشته‏اند; اماعلي را در اين خصوصيات همانند دانسته‏اند.

... بااين ويژگيهاي روشني آفرين به خوبي مي‏توان او را شناخت،وي علي اکبر پور والاي امام حسين(ع)است. جواني زيبا که همانندجد خود رسول خدا(ص)در سيرت، سپيد و در صورت، آسماني مي‏نمود وهماره ياد و نام پيامبر(ص)از چگونگي سخن گفتن و يا راه رفتن وديگر برخوردهاي اجتماعي اخلاقي او مي‏تراويد. از اين رو، امام‏حسين(ع) او را شبيه‏ترين مردم حتي نسبت‏به خود در خلقت وآفرينش، اخلاق و صفات روحي، گفتار و آداب اجتماعي به رسول‏خدا(ص) معرفي مي‏کرد.(7)

آنان که با صورت دلرباي پيامبر(ص)و صداي پرچاذبه آن حضرت‏آشنا بودند، آنگاه که علي از پشت ديوار زبان به سخن مي‏گشود،گويي صداي رسول اکرم(ص)را مي‏شنيدند.

گاهي که اباعبدالله(ع)براي صوت قرآن جد عزيزش دلتنگ مي‏شد، به‏علي مي‏فرمود: علي جان! برايم قرآن بخوان تا از آن لذت و بهره‏برم. (8)

کلام شيرين، بيان روان، ادب بسيار در برابر پدر و مادر، اطاعت‏بي چون و چرا از مقام ولايت و دلدادگي به حقيقت، برگي ديگر اززندگاني زرين علي اکبر بود. اين ويژگيها چون با فروتني اوهمراه مي‏شد، نگاه تحسين‏آميز همگان را به دنبال داشت.

نوشته ي: احمد لقائي

پي‌نوشتها__________

1- علي الاکبر الامام الحسين(ع)، علي محمد علي دخيل، ص 7.

2- معالي السبطين، ج 1، ص 206.

3- براي آشنايي بيشتر با چگونگي اين برخوردها بنگريد: محجة البيضاء، ج 2، ص 233.

4- مسائل الخلاف، ج 1، ص 93.

5- لؤلؤ و مرجان، ص 44 و 45، راز خوشبختي، ص 189.

6- تاريخ يعقوبي، ج 1 ص 513 و 514، فرسان الهيجاء، ص 293 و 294.

7- موسوعة کلمات الامام الحسين(ع)، ص 360.

8- مصائب امام حسين(ع)، ص 108.



خروج




پیوندها